خاطره یک روز خوب


پسر عزیزم امروز تو کلی کارهای خوب و بد کردی ، یکی از کارهای خوبت این بود که صبح کلی برای مامانی خندیدی، بعدش برای اولین بار خودت روروک رو جلو بردی بعدش با اشتیاق خاصی فیلم عصر یخبندان 4 رو نگاه کردی اما مهمترین کار بدی که کردی این بود که مامان رو کلی اذیت کردی زیادی غر زدی و نذاشتی مامان کارهای خونه رو بکنه و اونم مجبور شد تو رو به زحمت بخوابونه تا به کارهاش برسه و یه شام خوشمزه برای بابایی بذاره

عزیزم تو داری کم کم
ماهه میشی و من باید به فکر غذا درست کردن برای تو بشم قربونت بشم
من و پسر کوچولوم هر روز صبح که از خواب بیدار میشیم باهم کتاب میخونیم

اینم عکسایی از کتاب خوندن پارسا کوچولوی ما











مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خاطره یک روز خوب 



